تبلیغات
کتابخانه علامه امینی (ره) ملایر - وقایع روز ششم ماه محرم سال 61 هجری
کتابخانه علامه امینی (ره) ملایر
دعای مطالعه:خدایا مرا از تاریکیها و خیال بیرون ببر و با نور فهم بزرگوارمان کن و درهای رحمتت را بر ما بگشا
به نقل از سایت http://nahad.kaums.ac.ir/Default.aspx?PageID=72&NewsID=242

وقایع روز ششم محرم سال 61


عمر بن سعد نامه‌ای بدین مضمون از عبیدالله دریافت کرد که: با سپاهیان خود بین امام حسین (ع) و اصحابش و آب فرات فاصله بینداز، به طوری که حتی قطره‌ای آب به امام (ع) نرسد،‌‌ همان گونه که از دادن آب به عثمان بن عفان خودداری شد! عمر بن سعد ۵۰۰ سوار را در کنار شریعهٔ فرات مستقر کرد.
یکی از آن‌ها فریاد زد:‌ ای حسین!... به خدا سوگند که قطره‌ای از این آب را نخواهی آشامید تا از عطش جان دهی!
حضرت فرمود: «خدایا! او را از تشنگی هلاک کن و هرگز او را مشمول رحمتت قرار مده.» حمید بن مسلم می‌گوید به چشم خود دیدم که نفرین امام (ع) عملی گشت.

 امام حسین (ع) سپاه دشمن را چنین نفرین کرد:
بار خدایا! باران آسمان را از اینان دریغ کن، و بر ایشان تنگی و قحطی (همچون سالهای قحطی یوسف در مصر) پدید آور و آن غلام ثقفی (حجاج بن یوسف) را بر ایشان بگمار تا جام زهر به ایشان بچشاند. زیرا آن‌ها به ما دروغ گفتند و ما را خوار ساختند و خداوند (به توسط آن غلام) انتقام من و اصحاب و اهل بیت و شیعیان مرا از اینان بگیرد.

تعداد نظامیانی که لباس و سلاح جنگی و حقوق از حکومت غاصب بنی امیه گرفته و به جنگ امام حسین (ع) آمده بودند را، بالغ بر ۳۰ هزار جنگجو نوشته‌اند.

یاری طلبیدن حبیب بن مظاهر از بنی سعد
در شب ششم جناب حبیب بن مظاهر اسدی با اذن امام حسین علیه السلام برای آوردن یاور وکمک، به قبیله بنی اسد رفت. اسدیان پذیرفتند وحرکت کردند، ولی جاسوسان به عمر سعد خبر دادند و او عده‌ای را فرستاد تا مانع آن‌ها شوند. لذا درگیری رخ داد که در این میان جمعی از بنی اسد شهید و زخمی وبقیه ناگزیر به فرار شدند و حبیب به خدمت حضرت آمد و جریان را عرض کرد.

 اولین محاصره فرات در کربلا
به نقلی عمر سعد، شبث بن ربعی خبیث را همراه سه هزار مرد سفاک با کوبیدن طبل و دهل کنار فرات فرستاد که اطراف آن را به محاصره در آوردند.

تراکم لشکر یزید در کربلا
در این روز لشکرزیادی برای جنگ با حضرت اباعبدالله علیه السلام جمع شدند.


 

روز ششم محرم ؛ روز حضرت قاسم بن الحسن (علیه اسلام)


یادگار امام حسن (ع) در روز عاشورا
قاسم (علیه السلام)
در سال 50 ه.ق وقتی کار سمّ جعده ملعونه – همسر امام حسن (علیه السلام) - به آنجا کشید که پاره‌های جگر امام در اثر آن، از دهان مبارکش، بیرون آمد، در لحظه‌های آخر، همه اهل و عیال خود را به امام حسین (علیه السلام) واگذاشت. یکی از فرزندان امام حسن (علیه السلام) که در این لحظات، شاهد ماجرا بود و چشم از چشم عمو، بر نمی‌داشت، قاسم (علیه السلام) بود. کودکی که حدود سه بهار از عمر شریفش سپری نگردیده بود.
با نقشه‌ای که معاویه بن ابوسفیان کشید تا یزید را به جای خود بنشاند، حضرت حسین (علیه السلام)، برای بیعت نکردن با یزید- که جرثومه فساد بود - مجبور به ترک مدینه شد. در قافله ای که به سوی حجاز رهسپار بود، اهل و عیال امام مجتبی (علیه السلام) هم بودند. مکه، برای امام حسین (علیه السلام) امن نبود – که یزیدیان در زیر لباس‌های احرام، شمشیر بسته و قصد کشتن امام را داشتند – بنابراین بر اساس نامه دعوت کوفیان – که مسلم بن عقیل (علیه السلام) هم آن را تایید کرده‌بود – روز هشتم ذیحجه که حجاج، در تدارک رفتن به عرفات بودند، از مکه بیرون آمد.
کار کاروان سرگردان حسینی به کربلا کشید و در محاصره قرار گرفت تا شب عاشورا فرا رسید. اینک قاسم بن الحسن (علیه السلام)، سیزده ساله شده و در مدتی که پدرش را از دست داده بود، امام حسین (علیه السلام) چنان در تربیت قاسم کوشیده و با او انس داشت که او را ”یا بنیّ" – ای پسرکم - خطاب می-کرد.
ابوحمزه ثمالی (ره) می‌گوید، از حضرت زین العابدین (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمود:
چون شب عاشورا فرا رسید، پدرم تمامی اصحاب و یاران خود را جمع کرد و به آن‌ها فرمود:
ای یاران و پیروان من، تاریکی شب را مرکب خود قرار داده و جان خود را نجات دهید که مطلوب این قوم ، جز من کسی نیست و ...
پس از امتناع آنان، آن حضرت فرمود: همانا فردا من کشته می-شوم و همه کسانی که با من هستند، نیز کشته خواهند شد. و از شما احدی باقی نخواهد ماند ...
قاسم ابن الحسن (علیه السلام) که در این جمع حاضر بود، مشتاقانه پرسید: آیا من هم کشته خواهم شد.
امام حسین (علیه السلام) با محبتی پدرانه به او فرمود: یا بنیّ، کیف الموت عندک
پسرم، مرگ در نزد تو چگونه است؟ و قاسم، بدون لحظه ای درنگ، پاسخ داد: یا عمّ احلی من العسل
عمو جان از عسل شیرین‌تر است.
امام حسین (علیه السلام) هم فرمود: عمویت فدایت شود آری والله، تو یکی از مردانی هستی که در رکاب من به شهادت خواهی رسید.
روز عاشورا ، پس از آن که نوبت به قاسم ابن الحسن رسید، در خیمه ها ولوله‌ای دیگر بود و میدان رفتن او تماشایی.

 

عاشورا به روایت لهوف
راوی گفت: دیدم جوانی بیرون آمد که صورتش مانند پاره ماه بود، و مشغول جنگ شد.
همین که مقابل مردم ایستاد فریادش بلند شد:
ان تنکرونی فانا ابن الحسن/ سبط النبی المصطفی الموتمن
مردم اگر مرا نمی شناسید ، من پسر حسن بن علی بن ابیطالبم.
هذا الحسین کالاسیر المرتهن / بین اناس لاسقوا صوب المزن
این مردی که این جا می بینید و گرفتار شما است، عموی من حسین بن علی بن ابیطالب است.

ابن فضیل ازدی چنان بر فرقش زد که سرش را شکافت و او با صورت به زمین افتاد و فریاد زد: عمو جان، به دادم برس.

امام حسین (علیه السلام) مانند باز شکاری از اوج، به کنار او فرود آمد و همچون شیر خشمگین بر دشمنان حمله ور شد، شمیشری بر ابن فضیل زد که دست سپر شده او از آرنج جدا شد، ابن فضیل چنان فریادی زد که همه لشکر شنیدند و برای نجاتش تاختند که باعث شد بدن او زیر سم اسب‌ها بماند و به هلاکت برسد.
گرد و غبار که فرو نشست، امام حسین (علیه السلام) کنار قاسم (علیه السلام) ایستاده بود در حالی که او از شدت درد پای بر زمین می‌سایید.
امام فرمود : از رحمت خدا دور باد گروهی را که تو را کشتند و جدّ و پدرت در روز قیامت از آنان دادخواهی خواهند کرد .
سپس فرمود: به خدا قسم بر عمویت دشوار است که تو او را به یاری بخواهی و او دعوت تو را اجابت نکند یا اجابت کند ولی به حال تو سودی نبخشد. به خدا قسم امروز روزی است که برای عمویت کینه‌جو فراوان است و یاور اندک.
بعد از آن پیکر قاسم (علیه السلام) را به سینه گرفت و با خود به خیمه ها رساند و در میان کشتگان بنی هاشم قرار داد.
سهم امام حسن مجتبی (علیه السلام) - که قبر بی شمع و چراغش در بقیع خاموش است - در کربلای حسینی، قربانی به نامهای: ابی‌بکر، قاسم، عبدالله، عمر، بُشر و احمد (محمد) بن الحسن می-باشد، که در منای عشق خود را فدای عمو کردند. ( کیمیای قلم)
منبع :
لهوف سید بن طاووس
منتهی الامال شیخ عباس قمی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سند چشم انداز كتابخانه های عمومی ایران در افق ایران1404


با امید به عنایات الهی و تلاش برنامه ریزی شده نهاد عمومی غیردولتی كتابخانه های عمومی در چشم انداز ایران 1404 هجری شمسی نهادی است :
فرهنگی با هویت اسلامی – ایرانی ، نافذ و اثر گذار بر جامعه دارای كاركردهای آگاهی بخشی ، اطلاع رسانی آموزشی و ارشادی ، زمینه ساز ارتقای مطالعه ی مفید دارای نیروی انسانی متعهد ، متخصص و آموزش دیده با حفظ جایگاه اول كشوردر منطقه و موفق در رساندن كشور در زمره ی پانزده كشور برتر جهان از جهت سرانه فضا ، عضو ، منابع و امانت كتابخانه ای با ویژگی های ذیل :
 ارتقاء دهنده ی آگاهی عمومی از طریق دسترسی سریع ، آسان و عادلانه ی یكایك ایرانیان و فارسی زبانان به منابع اطلاعاتی مورد نیاز با توجه به اقتضائات سنی ، فرهنگی جغرافیایی و جسمی
 در خدمت آموزش مادام العمر افراد جامعه از طریق تعامل با نهادهای آموزشی و تسهیل در چرخه ی دانش با تامین منابع اطلاعاتی
 مركزی برای یادگیری ، رشد مهارت و نیز ارتقاء تعاملات فكری و علمی در راستای تولید علم
 جذاب ، هدایت كننده ی اوقات فراغت و توسعه دهنده ی فرهنگ مطالعه و كتابخوانی با هدف جذب فراگیر مخاطب به ویژه كودكان ، نوجوانان و جوانان
 تقویت كننده ی ” مولفه های هویت ملی ایرانیان ” حافظ و انتقال دهنده ی ارزش های دینی و فرهنگی در برابر از خود بیگانگی فرهنگی و گسست نسل ها
 پژوهش محور ، نوآور و خلاق و بهره مند از مشاركت نخبگان و فرزانگان و رشد دهنده روحیه خلاقیت و نوآوری در جامعه
 حامی و ارتقاء دهنده منزلت اجتماعی كتابداران
 مشاور امین با بهره مندی از كتابداران متخصص و متعهد
 دارای ساختاری انعطاف پذیر و چابك در تعامل با مساجد و خیرین و بهره مند از همكاری نهادها و سازمان های دولتی، مردمی و مذهبی
 برخوردار از نظام های همكاری و تبادل بین كتابخانه ای در سطوح ملی، منطقه ای و جهانی
پیشرو در بهره گیری از فناوری های نوین اطلاعاتی با ایجاد كتابخانه های تركیبی از طریق دیجیتال سازی اثر بخش خدمات و منابع
***********
منشور اخلاق حرفه ای كتابداران كتابخانه های عمومی كشور

من به عنوان عضوی ازخانواده بزرگ كتابداران، در پیشگاه قدس الهی متعهد می شویم:

1- با التزام به قانون اساسی و اطاعت از اصل ولایت مطلقه فقیه، توان خود را در دفاع از ارزش های اسلامی و انقلابی و تحقق آرمانهای بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره)، و تبعیت از رهبر معظم انقلاب به كار بندم.
2- با حفظ، نشر و ترویج ارزشهای دینی و انقلابی در برابر تهاجم فرهنگی غرب ایستادگی كنم.
3- به عنوان مشاوری امین در جهت ارتقای مطالعه مفید تلاش كنم.
4- با ایجاد محیطی امن و جذاب برای اعضاءو مراجعان، زمینه بهره مندی شایسته از اوقاف فراغت را فراهم سازم.
5- با مراجعان با تواضع ، احترام و حسن خلق رفتار كنم.
6- در حفظ بیت المال كوشا بوده و در استفاده بهینه از امكانات، سعی خویش را بكار بندم.
7- نسبت به اجرای قوانین، مقررات و دستورالعمل های نهاد كتابخانه های عمومی ملزم باشم.
8- مهرورزی را سرلوحه رفتار خود قرار داده و با همكاران با احترام، انصاف و حسن نیت رفتار كنم.
9- در راستای ارتقای وجهه و منزلت اجتماعی كتابداران كوشش نمایم.
10- نسبت به رشد و ارتقای دانش خود نویژه دانش تخصصی كتابداری و اطلاع رسانی همت گمارم.
.
.
.
.
.
.
.
تلفن کتابخانه: 32215000

مدیر وبلاگ : کتابدار-مسئول کتابخانه علامه امینی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی